مسجد انگجي تبريز

259

مقالات وگفتارها ( فارسي )

ونقل شده است كه أو هزار وسيصد سال عمر كرد . وانس بن مالك از پيغمبر گرامى ( صلى الله عليه وآله ) روايت مىكند كه أو هزار وچهار صد وپنجاه سال زندگى كرد . ونيز قرآن كريم به زنده بودن عيسى ( عليه السلام ) وبردن أو به آسمان تصريح مىكند ورواياتى از طريق شيعه وسنى وارد شده است كه موقع ظهور حضرت مهدى ( عليه السلام ) ، حضرت عيسى ( عليه السلام ) به زمين فرود آيد وپشت سر امام زمان ( عليه السلام ) نماز مىخواند . پس چگونه صحيح است كه زنده بودن مأموم را در زمان طولانى جايز دانسته اما زنده بودن امام را در زمان طولانى محال وغير ممكن بدانيم . ودرباره آدم ( عليه السلام ) هم گفته اند كه عمرش نهصد وسى سال بوده است چنان كه از تورات نقل شده است وشيث هم نهصد ودوازده سال عمر كرد وطبرسى در " إعلام الورى " ميگويد : شيعه وأصحاب حديث بلكه همه أمت غير از معتزله وخوارج بر زنده بودن خضر اتفاق دارند وأكثر أهل كتاب هم بر همين عقيدة اند . واز زمخشري در " ربيع الأبرار " واز غير أو نيز نقل شده است كه مسلمانان در زنده بودن چهار نفر از پيامبران متفق القولند ، " إدريس وعيسى " كه در آسمانند و " الياس وخضر " كه در زمينند . وقرآن كريم بر زنده بودن أصحاب كهف تصريح مىكند ومىفرمايد : " پندارى تو آنان را بيداران در حالي كه آنها خفتگانند " سوره كهف آية 17 آيا كدام شگفت انگيزتر است از اين دو ، زنده بودن انساني كه مىخورد ومىآشامد وراه مىرود ومىخوابد وبيدار مىشود وخودش را شستشو مىكند وبه نظافت وپاكيزگى خود مىرسد ، ويا چند نفر انساني كه در آنها از اينها كه گفته شد أصلا خبري نيست . خلاصه : زنده ماندن انسان ، ساليان سال هر چند هم طولانى باشد امرى